خرید بک لینک
روزگاری در جنگلی سبز وزیبا خرس سفیدی شر وزورگو به قلمرو خرس قهوه ای وارد شد وبازر وزور آن را گرفت خرس قهوه ای وخانواده اش خیلی جهاد کردند حتی کشته دادند ولی زورشان به خرس سفید نرسید فریادهای مظلومانه

برچسب: نویسنده: مسا تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 12:54

اگر حدیثی را با سند قوی یافتم وآنهم از دولب معصوم ائمه اطهار وآنهم عاری از شبهه تقیه وسوای از بیان در حد درک مردم آن زمان وبقدر عقولهم

ودرآن حدیث آمده بود که رگ دستم را بزنم قطعا می زنم

برچسب: نویسنده: مسا تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 12:54

یکی بود یکی نبود خدا بود زمین واسمان بود جانور بود اما عقل نبود هیچکس به خدا نمی اندیشید هیچکس عاشق نبود

ناگهان در دنیای کوچک ژن ها جهشی رخ داد موجودی جدید به دنیا آمد عقل داشت چون عقل داشت اختیار داشت چون اختیار داشت عاشق شد چون اختیار داشت ازمیوه منیت وشر تناول کرد

پس غم وغصه براو عارض شد چیزی که قبل از او بر موجودی عارض نبود

وبهشتش دنیا شد یا دنیایی که بهشت بود اینگونه شد

وداستان آغازشد وخداوند آدم را ازمیان جهش یافتگان برانگیخت تا راه عاشق ماندن را پاس دارد

برچسب: نویسنده: مسا تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 12:54

عزم سفر کرده ام ماندنم از بهر چه راهی مقصد شدم کلبه ام از بهر چه باهمه عزم وتوان روبه خدا می روم یار چوالله بود لرزشم از بهرچه خواب رها می کنم خلق جدا می شوم دیده فر

برچسب: نویسنده: مسا تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 12:54

صفحه بندی